الفتال النيسابوري ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

709

روضة الواعظين و بصيرة المتعظين ( فارسي )

( 1 ) و در بخشى از آيهء 5 سورهء پنجم ( مائده ) فرموده است « از ايشان مترسيد و بترسيد از من . » و در بخشى از آيهء 52 سورهء شانزدهم ( نحل ) فرموده است « مىترسند از پروردگارشان از بالاى خود . » و در بخشى از آيهء 22 سورهء سيزدهم ( رعد ) فرموده است : « مىترسند از پروردگارشان و بيم دارند از بدى حساب . » ( 2 ) و در بخشى از آيهء 90 سورهء بيست و يكم ( انبياء ) فرموده « از راه بيم و اميد ما را فرا مىخوانند و براى ما خضوع‌كنندگانند . » ( 3 ) و در بخشى از آيهء 77 سورهء بيست و هشتم ، ضمن بيان قوم قارون چنين فرموده است « شادى مكن كه خداوند بسيار شادىكنندگان را دوست نمىدارد . » و در آيهء 59 سورهء پنجاه و سوم ( نجم ) فرموده است « آيا از اين سخن شگفت مىكنيد و مىخنديد و نمىگرييد . » ( 4 ) پيامبر ( ص ) فرموده‌اند : هر چشمى روز رستاخيز گريان است مگر سه چشم ، چشمى كه از بيم خدا بگريد و چشمى كه از كارهاى حرام چشم پوشى كند و چشمى كه در راه خدا شب را باز و بيدار بماند . « 1 » ( 5 ) امام باقر ( ع ) فرموده است : سليمان بن داود ( ع ) گفته است ، همهء چيزها كه به مردم داده شده و داده نشده است به ما عنايت شده است و آنچه كه مردم مىدانند و نمىدانند به ما آموخته شده است و هيچ چيز را برتر از بيم خدا در نهان و آشكار ، و ميانه روى در توانگرى و نيازمندى ، و گفتن سخن حق در راه خدا ، در حال خشم و رضا ، و تضرع در همه حال به سوى خدا ، نمىدانيم . « 2 » ( 6 ) امام صادق ( ع ) فرموده است ، شگفت مىكنم از كسى كه از چهار چيز بيم داشته باشد ، چگونه به چهار چيز پناه نمىبرد ، تعجب مىكنم از كسى كه مىترسد ، چگونه به ذكر « حسبنا الله و نعم الوكيل » پناه نمىبرد ، كه شنيدم خداى عز و جل در پى آن فرمود « به نعمت و فضلى از خدا رسيدند كه هيچ بدى به آنان نمىرسد . » ، و شگفت مىكنم از كسى كه اندوهگين است ، چگونه به اين گفتار خداوند پناه نمىبرد كه فرموده است « لا إله الا انت ، سبحانك انى كنت من الظالمين » و خداوند در پى آن مىفرمايد « پس او را از اندوه رهانيديم و اين چنين مؤمنان را نجات مىدهيم . » و شگفت مىكنم از كسى كه نسبت به او مكر و خدعه شده است چگونه به اين گفتار

--> ( 1 ) . اصول كافى ، ص 234 ، ج 4 ، چاپ اسلاميه . م . ( 2 ) . در بحار الانوار ، ص 130 ، ج 14 ، به نقل از خصال صدوق ، آمده است . م .